هر نیاز، یک داستان دارد
پشت هر درخواست برای یک کولهپشتی، وسیلهی آموزشی یا تجهیز یک مدرسه، یک داستان واقعی وجود دارد؛ داستان دانشآموزانی که میخواهند با امکانات مناسبتری درس بخوانند و مدرسههایی که برای فراهمکردن محیطی بهتر برای آموزش تلاش میکنند.
در مدرسهیاری، داستانها فقط دربارهٔ نیازها نیستند؛ دربارهٔ آدمهایی هستند که تصمیم گرفتهاند بخشی از این مسیر را با دانشآموزان و مدارس همراه شوند. اینجا میتوانید این همراهیها و تأثیری را که ایجاد کردهاند، بخوانید.
«کولهپشتی پایهٔ چهارم دردم را دوا کرد»
دیگر مجبور نیستم کولهٔ خواهرم را قرض بگیرم.
دانشآموز پایهٔ چهارم، تهران
خواندن داستان ←«تأمین تخته کلاسهای ما جدیتر شده»
فضای بهتری برای یادگیری فراهم شده.
مدیر مدرسه، خراسان شمالی
خواندن داستان ←«کولهپشتی جدیدم خیلی به دلم نشست»
کتابهای موردنیازم را خودم انتخاب کردم.
دانشآموز پایهٔ ششم، سیستان و بلوچستان
خواندن داستان ←یک انتخاب، یک تغییر
گاهی شروع یک داستان، با یک نیاز ساده است؛ دانشآموزی که به وسایل موردنیاز مدرسه احتیاج دارد، مدرسهای که برای تجهیز کلاسهایش درخواست ثبت کرده یا نیازی آموزشی که منتظر همراهی یک خیر است. وقتی این نیاز با پاسخ شما همراهی داده میشود، داستان وارد مرحلهٔ تازهای میشود؛ چیزی که شاید در نگاه اول فقط یک کالا یا یک وسیله به نظر برسد، میتواند بخشی از امکانات موردنیاز برای حضور بهتر در مدرسه و ادامهٔ مسیر یادگیری باشد.
داستانهایی از دانشآموزان
هر دانشآموز نیازها و شرایط خودش را دارد. این داستانها بدون نمایش اطلاعات شخصی غیرضروری روایت میشوند و تمرکزشان بر مسیر نیاز، نوع حمایت و نتیجهٔ آن است.
داستانهایی از مدارس
یک مدرسه فقط ساختمان و کلاس نیست؛ فضایی است که دانشآموزان هر روز در آن یاد میگیرند و رشد میکنند. این داستانها را میخوانید که نیازهایشان را از طریق مدرسهیاری مطرح کردهاند و با همراهی خیرین بخشی از این نیازها تأمین شده است.
وقتی یک داستان به پایان میرسد، مسیر دیگری آغاز میشود
هر داستانی که اینجا خواندید، میتواند آغاز یک همراهی تازه باشد. شاید داستان بعدی، داستان همراهی شما باشد.